مقاومت شرهانی - زرورقی

???³??

???³??

???³??

???³?????³??
???³?????³?????³??


مقاومت شرهانی

http://www.farhang.gov.ir/Components/General/ShowImage.aspx?imagepath=/ershad_content/media/image/2012/12/79875_orig.jpg&mode=250


خاطرات دفاع مقدس 2

در تاریخ 65/1/19 تک دشمن جهت تصرف تلمبه خانه شرهانی با شکست مواجه شد دشمن با جمع آوری نیروهای خود مجدداً در تاریخ 65/2/19 درصدد حمله گسترده به منطقه شرهانی برآمد و این بار عقبه نیروهای خودی و  ارتفاعات حساس حمرین را هدف قرار داده بود در صورت موفقیت نیروهای عراقی، تیپ 3 همدان از دو جناح به محاصره نیروهای آنان درآمده و چاه های نفت و تلمبه خانه شرهانی به عراق مسترد می‌شد ضمن اینکه ارتفاعات حساس حمرین که از عوارض حساس منطقه به شمار می‌رفت و به منطقه چم‌سری و عین خوش دید و تیر کافی داشت به تصرف عراقیها در می‌آمد در عملیات فوق تیپ های کماندویی گارد ریاست جمهوری عراق از جمله تیپ 4 گارد ریاست جمهوری جهت تصرف تلمبه خانه آرایش داده شده بود و یگانهایی از لشگر 6 و تیپهای مستقل عراق در عملیات شرکت داشتند به نحوی که در مقابل گردان 252 سوار زرهی حدود یک تیپ تقویت شده شرکت داشت و در مقابل تیپ 3  همدان بیش از یک لشگر حضور داشت. نوک پیکان حمله جناحی عراق از سویی به منطقه بجلیه در جنوب منطقه جهت تصرف پل‌های حساس یا زهرا و یا زینب در منطقه چم سری و چم هندی بود و از سویی در منطقه شمالی منطقه نوک پیکان حملات دشمن از جناح چپ آنان تلمبه خانه شرهانی بود که در نهایت یگانهای عراق عمل الحاق رادر روی ارتفاعات حمرین انجام می دادند و تیپ 3 همدان و گردان تانک لشگر 81 زرهی به محاصره درآمده و منهدم می‌گردیدند. ولی بحمد ا... با شهامت و رشادت جان بر کفان گروهان سوم گردان 252 که در جناح سمت راست لشگر 16 قرار داشت عمل الحاق و عبور از خط مقدم نیروهای خودی توسط دشمن انجام نگرفت و پیشروی دشمن متوقف و متحمل تلفات و ضایعات بسیاری گردید. که شمه‌ای از درگیری فوق به عرض می رسد.
بعد از فروردین ماه 1365 و شکست نیروهای عراق، تمامی قراین و شواهد موجود در منطقه دال بر تک دشمن بود از جمله افزایش شناسایی، افزایش ثبت تیر توسط خمپاره انداز و توپخانه‌های دشمن که با گلوله های فسفری جاده ها و مسیرها را ثبت تیر   می‌کردند، پاک کردن میادین مین و سیم خاردار، شناسای هوایی و افزایش پرواز بالگردهای عراق، افزایش گشتیهای شناسایی دشمن و جلو آمدن یگانهای توپخانه و آتشهای پشتیبانی دشمن و دهها مورد دیگر ما را نسبت به حمله قریب الوقوع دشمن مطمئن نموده بود و فقط زمان آنرا نمی‌دانستیم لذا هوشیاری یگانهای ما صد در صد شده بود و هر آن و در هر شب احتمال حمله را می‌دادیم. تا اینکه در شب نوزدهم سال 1365 نوارهای سفید در میدان مین و سیم خاردارهای عراق مشاهده نمودیم. اوایل شب آرامش خوفناکی بر منطقه حاکم شده بود به مانند آرامش قبل از طوفان، حتی کالیبر ریز دشمن نیز تیراندازی نمی‌کرد و این در حالی بود که بطور ممتد رگبارهای دشمن بر روی مواضع ما ادامه داشت. به نفرات گروهان تذکر دادم که بیش از پیش مراقب باشید و احتمال جلو آمدن نیروهای تکاور دشمن جهت نفوذ به داخل کانال و خاکریز خودی وجود دارد.تقاضای منور در جلوی منطقه خودمان را کردیم حرکتی از دشمن مشاهده نشد. سکوت خفقان آور در منطقه هنوز ادامه داشت که حدود ساعت 0330 بامداد آتش تهیه سنگین دشمن بر روی مواضع ما و در سرتاسر منطقه شروع گردید با شروع آتش تهیه دشمن و رگبار گلوله توپ و خمپاره انداز و کالیبر ریز متوجه شدیم که حملة دشمن در حال وقوع است. نیروهای پیشرو و تکاور دشمن به حدود 300 متری مواضع ما رسیده بودند و در پشت تپه های جلوی مواضع سنگر گرفته و مترصد زمان حملة همه جانبه بودند نیروهای ما نیز آنها را شدیداً زیر آتش سنگین توپخانه و خمپاره قرار دادند در لحظاتی شدت تبادل آتش دو طرف طوری بود که انسان را به یاد روز قیامت می‌انداخت زمین منطقه در حال لرزش بود و صداهای مهیب گلوله ها و تبادل آتش شب را به روز تبدیل نموده بود از سویی گلوله‌های منور خودی و دشمن جهت پیدا نمودن مواضع و افراد ادامه داشت و از سویی تبادل آتشهای سنگین جهت کند نمودن حرکات دشمن ادامه داشت. نیروهای دشمن نیز با حجم وسیع آتش سعی در شکستن مقاومت نیروهای در خط را داشتند و تیربارهای آنها بلا انقطاع روی خاکریز و دیدگاهها را هدف قرار داده بود تانکهای دشمن نیز از پشت مواضع و از روی ارتفاعات 175 با تیر مستقیم خاکریز خودی را هدف قرار داده بودند انگاری در صدد حذف خاکریز و از بین بردن هر جنبنده بر روی خاکریز را داشتند. با نزدیک تر شدن نیروهای دشمن که گام به گام به مواضع نیروهای خودی نزدیک می‌شدند استفاده از نارنجکهای دستی توسط طرفین در دستور کار قرار داشت. ارتباط و کنترل و فرماندهی مختل گردیده بود. فقط کارکنان پایور و وظیفه در محدوده عمل خود در حال مقاومت بودند. در اثر تیراندازی شدید تعدادی از سربازان عزیز گروهان در دیدگاه به شهادت رسیدند از جمله سرباز محمد آژ که در دیدگاه در زیر تلی از خاک مدفون شده بود و گلوله تانک به ایشان امان نداد ایشان از سربازان متأهل و زحمت‌کش یگان و از منطقه ترکمن صحرا و گنبد کاوس بودند. که فقط قسمتی از ایشان از خاک دیدگاه بیرون بود و همچنین تعداد زیاد دیگری که به دیار باقی شتافتند در منطقه دسته یکم شهید کوروش کرم زاده تا آخرین گلوله مقاومت کرد و با ترکش نارنجک دشمن به شهادت رسیدند ایشان ماه قبل از من دو روز مرخصی تشویقی خواست که مراسم عقد خود را به جا آورد و من موافقت کرده بودم و پس از مراجعت از مرخصی در حدود 28 فروردین از من خواست که چون در مرخصی آینده می‌خواهم عروسی کنم دوباره نیاز به 2 الی 3 روز مرخصی تشویقی دارم که به ایشان قول دادم به هنگام اعزام به مرخصی یاد آوری نماید ولی درگیری فوق پیش آمد وایشان عروسی خود را به خاک گور سپرد و با ملائک به پرواز درآمد شهادت ایشان، ضربه سختی برای من و بقیه افراد بود. ایشان درجه داری بسیار منضبط و کارآمد بودند و از منطقه فارس و در حوالی شیراز زندگی می‌کردند (روحشان شاد باد ). با شهادت گروهبان دسته یکم و زخمی شدن فرمانده دسته یکم عملاً شیرازه دسته یکم از هم پاشید در دسته دوم گروهان که در منطقه تلمبه خانه قرار داشت وضعیت بهتر از این نبود، اکثر نفرات یا مجروح شدند و یا به شهادت رسیدند تا ساعت 8:30 صبح که تبادل آتش شدید و مقاومت ادامه داشت 25 نفر از بهترین نفرات گروهان من به شهادت رسیدند و بیش از 100 نفر زخمی شدند، حدود 3 بار گروهان من با اعزام سربازان جدید تجدید سازمان شد ولی متأسفانه نفرات از یگانهای احتیاط و بنه صحرایی گروهان و گردان و یگانهای همجوار می آمدند و اکثراً یا شهید و یا زخمی شده و بر می‌گشتند مواضع دسته دوم در منطقه تلمبه خانه سقوط کرد و نفرات عراقی به داخل سنگرها و مواضع ریختند ولی مقاومت در دسته یکم هنوز ادامه داشت پاسگاه فرمانده گروهان نیز که در عقب دسته یکم بود به محلی برای تخلیه مجروحین تبدیل شده بود با سقوط دسته دوم از جناح راست گروهان، عراقیها به طرف جاده آسفالت حرکت نمودند تا به سمت ارتفاعات حمرین و هدف نهایی خود بروند جبهه جدیدی به سمت آنان و به طرف راست گشودیم نیروهای خط شکن دشمن که از تیپ کماندویی 4 گارد ریاست جمهوری عراق بودند دارای هیکل های بزرگ و ورزیده بودند و سرنیزه کلاشهای خود را از حالت خوابیده بر روی کلاش مستقر نموده بودند و زخمیها ما را با سرنیزه به شهادت می رساندند به نحوی که تعداد زیادی از شهدا از ناحیه گودی گلو و یا قلب مورد اصابت سرنیزه کماندوهای عراقی قرار گرفته بودند و به علت محدودیت مهمات که داشتند گلوله به زخمی ها نمی زدند و با سرنیزه آنان را شهید می‌نمودند. خون جلوی چشمان همه آنهایی که زنده مانده بودند گرفته بود و هر کس با دیدن صحنة پیکر پاک شهدا بر مقاومت بیشتر ترغیب می‌گردید.از جناح رو به رو دسته یکم هنوز نفوذی انجام نشده بود و گروهان یکم و دوم نیز در مواضع پدافندی خود مستقر و دشمن تحرکی در جلوی آن انجام نداد. لذا فرمانده محترم گروهان دوم جناب سروان غلام رضا مسیبیان نهایت تلاش و کوشش و همکاری را با گروهان ما که همجوار ایشان بودیم بعمل آورده و همچون یک همرزم و برادر دلسوز در کنار گروهان ما به سازماندهی و مقاومت مبادرت ورزیدند. یکی از اسکورپین‌های گروهان به رانندگی گروهباندوم محمد حاتم پور و توپچی گری گروهباندوم عادل اجاق واحد جهت کمک به خط پدافندی دسته دوم به سمت تلمبه خانه حرکت کردند که متأسفانه در دام نیروهای عراقی افتادند و به اسارت دشمن درآمدند. جناب حاتم پور از اهالی استان لرستان (خرم آباد) و جناب اجاق واحد، از اهالی استان اردبیل بودند که هر دو از درجه داران فعال و زحمتکش گروهان ما بودند و اسارت آنها برای کارکنان یگان تأسف آور بود. خط مقدم ما به حد فاصل بین دسته یکم و دسته دوم رسیده بود ودر روی خاکریزها به سمت تلمبه خانه و در جهت راست یگان، خط پدافندی جدید تشکیل تا از عبور دشمن به طرف جادة آسفالت که حدود 300 متر تا خط مقدم فاصله داشت جلوگیری نمائیم و اجازه ندهیم دشمن به سمت دسته یکم و عقب یگان نفوذ کند لذا تیراندازیهای شدید دو طرف ادامه داشت، یکی از فرماندهان نیروهای تکاور دشمن به همراه بی‌سیم چی خود به هلاکت رسید و تعدادی دیگر نیز از جلوی مواضع و داخل مواضع دسته دوم به تیر اندازی ادامه می دادند که صدای آنها به گوش می رسید، دشمن که با آتش شدید نیروهای خودی مواجه شده بود و در درگیری تن به تن نای مقاومت را در خود نمی‌دید از پیشروی به سمت جاده آسفالت و ارتفاعات حمرین در این منطقه منصرف شد. ضمناً نیروی احتیاط آنان نیز نتوانست وارد عمل شود با متوقف شدن پیشروی دشمن حدود ساعت 8:30 صبح قدم به قدم جهت بیرون راندن مابقی نیروهای دشمن که در داخل مواضع و سنگرهای ما مستقربودند به جلو حرکت کردیم تا دسته دوم را از لوث وجود آنان پاک نمائیم و خط پدافندی گروهان و گردان ترمیم شود. لذا هجومهای پی در پی از طرفین به سمت آنان جهت تضعیف روحیه شان ادامه پیدا کرد. تعدادی از عراقیها به کاوش سنگرها مشغول بودند و تعدادی نیز در حال آتش زدن سنگرها و تعدادی نیز در حال مین گذاری سنگرها و دیدگاهها بودند آنان از مین گوجه ای جهت تلفات به نیروهای خودی استفاده می‌نمودند لذا با احتیاط کامل و سنگر به سنگر در حال عقب راندن آنان بودیم و عراقیها نیز چاره‌ای جز عقب نشینی و یا کشته شدن نداشتند لذا به صورت سه و چهار نفری از داخل سنگرها و کانالها در حال تیراندازی و عقب نشینی بودند و ما چون از نیت آنان با خبر نبودیم لذا با احتیاط کامل به سمت جلو حرکت نمودیم. در مسیر تعدادی از کشته شده های عراقی که در عقب سنگرها و کانال افتاده بودند مشاهده کردیم از جمله فرمانده یگان و بی سیم چی آنان که کشته شده بودند و باعث تقویت روحیه نیروهای خودی گردید. سلاح و مهمات آنان جمع آوری و بر علیه خودشان استفاده می‌شد مقاومت متفرقه آنان تا ساعت 9:30 صبح ادامه داشت و در مدت 2 الی3 ساعت که مواضع دسته دوم گروهان ما که در نزدیکی تلمبه خانه شرهانی بودیم در اشغال آنان بود، سنگرهای نزدیک تلمبه خانه بلااستثناء به آتش کشیده شده بود و دود از سنگرها بیرون می‌آمد. با تعقیب و گریز عراقیها و استقرار نیروهایمان در خط مقدم تا حدودی آرامش بر یگان و منطقه حکمفرما شد ولی دود و آتش سلاح ها و توپها و خمپاره‌ها آسمان منطقه را به مانند ابر سیاه پوشانده بود صدای زجه و نالة زخمیهای عراقی به گوش می‌رسید و فرصتی پیدا شد تا بتوانیم پیکر پاک شهدا و زخمیها را به عقب تخلیه نمائیم به جستجوی اجساد عراقیها پرداختیم و مشاهده نمودیم که در کوله پشتی اکثر آنها جا نماز و مهر بود. و به نظر می‌رسید که با توطئه صدام و بعثیون عراقی نیروهای خط شکن از شیعیان عراقی بودند که در صورت پیروزی به نفع عراق ودر صورت شکست و کشته شدن آنها از شیعیانشان کمتر می‌شد لذا همین افراد، بهترین نفرات گروهان مارا نیز به شهادت رسانده بودند. در کوله پشتی آنان نیز تعداد زیادی اسکناسهای نو و جدید که احتمالاً شب قبل برای ارتقاء روحیه به آنان داده شده بود وجود داشت. در شلوارهای سبز آمریکایی آنان اکثر کیف پول و عکس خانوادگی آنان قرار داشت و تعدادی از سربازان گروهان که لباسهایشان پاره شده بود از شلوارهای آنان پس از شستشو استفاده می‌نمودند و خوشحال بودند. پس از تثبیت خط مقدم فیلمبردارانی جهت انعکاس خبر و مشاهده جنازه‌های عراقی به یگان آمدند و سؤال یکی از خبرنگاران به صورت خصوصی از من این بود که چرا عراقیها اکثراً با شورت سفید در کانال و منطقه گروهان افتاده اند و آیا با شورت به شما حمله کرده‌اند که خصوصی به ایشان گفتم که نه، اینها با لباس کامل آمدند ولی سربازان ما لباسهایشان پاره شده بود و از شلوارهای سبز آمریکایی اینها استفاده می‌کنند لذا موقع فیلمبرداری از تنه به بالا فیلم می‌گرفتند و به آنان گفتیم که شورتهای سفید آنان را نشان ندهید. تعدادی از خبرنگاران و فیلمبرداران از هیکلهای 2 متری و تنومند عراقیها که در کانال افتاده بود تعجب می‌کردند که به آنان گفتیم که نیروهای تکاور تیپ 4 گارد ریاست جمهور در این حمله شرکت داشتند و آنان نیز زبان به تحسین نفرات ما می‌گشودند که چطور توانسته‌ایم این افراد تنومند و قوی هیکل را به سزای حملة شان برسانیم. کوچکترین غفلت در هنگام درگیری نزدیک، باعث می‌گردد که انسان جان خود را در مقابل نیروی دشمن از دست بدهد لذا صحنه نبرد به مانند صحنه دو مبارز است که سستی و غفلت هر نفر باعث می‌گردد که نفر مقابل جان او را بگیرد. در درگیری فوق نیز با تکاوران عراقی جنگ رو در رو و نزدیک بوجود آمد که بحمد ا... نیروهای ما سربلند از این امتحان بیرون آمدند و شهدای عزیز که سرنیزه عراقیها به گلو و قلب آنان اصابت نموده بود به عقب تخلیه شدند از جمله شهید عزیز و بزرگوار و تازه دامادمان گروهبان کوروش کرم زاده.
تعدادی از تکاوران عراقی خمپاره اندار 60 م م را در پشت خود سوار نموده بودند که با کشته شدن آنها خمپاره انداز به دست نیروهای ما افتاد. تعداد زیادی تفنگ کلاش سرنیزه سرخود و تیر بار و بی سیم و .... بدست نیروهای ما افتاد. پس از ترمیم خط مقدم و شکست دشمن در این جناح از فعالیت دشمن در جناح سمت راست و در حد فاصل گردان 227 تانک پرسیدیم و گفتند بحمد ا... نیروهای تکاور در آن جناح نیز نتوانسته‌اند به موفقیت کامل برسند فقط موفقیت های جزئی بدست آوردند و تا حدود 5 کیلومتر نفوذ نموده‌اند که با رشادت نیروهای احتیاط و نیروهای در خط پیشروی آنان نیز مسدود گردیده و تعداد زیادی از فرماندهان ارشد آنان نیز در محوطه گردان مذکور به هلاکت رسیدند لذا عمل الحاق دشمن از دو جناح با شکست کامل مواجه گردید و اجساد نیروهای عراقی در محل مدفون شدند. صورت اسامی شهدا و زخمیها را تنظیم نمودیم. و هر یک از شهدا که مشخص می‌شدند همچون داغی بر سینه همگی ما بود علی الخصوص وقتی نام شهید الیاس عابدی برده شد و به یاد ورزشگاه علی بلبل ایشان افتادم که خاطرة آن را خدمتتان گفته بودم و یاد فرزند دختر چند ماهه ایشان افتادم آه از نهادم بلند شد و همچنین شهیدکوروش کرم زاده که ماه قبل عقد نموده بود و از من خواسته بود که این بار به ایشان چند روز بیشتر مرخصی بدهم و برای عروسی برود که حجله عروسی ایشان حجله شهادت ایشان شد و به درجه رفیع شهادت نائل گردید و به ملایک و فرشتگان پیوست و روزی آنان با خداوند است.
سرباز دلیر دیگری که شهید شد سرباز کامران سعادت فر بود که که از اهالی مشهد بود ایشان سربازی قوی هیکل و درشت بود که متأسفانه پدر و مادرش از هم جدا بودند و طلاق گرفته بودند و چون به عنوان راننده من نیز بود یک بار سرنوشت خود را در ماشین برایم تعریف کرد و گفت که تنها آرزویم این است که پدر و مادرم مجدداً با هم آشتی کنند و به سر زندگیشان برگردند. ایشان نیز با مادرش تنها زندگی می‌کرد. در عملیات شرهانی شهید سعادت فر مورد اصابت ترکش دشمن قرار گرفت و شهید شدند و با نوشیدن شهد شهادت کامران سعادت فر همچون اسمش کام‌روا و سعادتمند گردید و امیدوارم که پدر و مادرش نیز به تنها خواسته ایشان جامه عمل بپوشانند و زندگی مجدد را با هم شروع نمایند. شهید محمد آژ که از اهالی ترکمن صحرا بودند نیز در دیدگاه مورد اصابت تیر مستقیم تانک دشمن قرار گرفت و با داشتن 3 فرزند به لقاء‌ا... پیوست و شهدای دیگر که با تک تک آنها خاطرات زیادی در گروهان داشتیم روحشان شاد باد.
پس از درگیری فوق تبادل آتش و دفن جنازه ها تا چند روز ادامه داشت و به علت گرمی هوا در آن منطقه و در آن فصل شبها بوی تعفن جنازه های دشمن در هوا می‌پیچید که سعی نمودیم به هر ترتیبی که شده مابقی جنازه ها که در جلوی میدان مین خودی افتاده بودند را نیز دفن کنیم. دشمن دیگر از تصرف تلمبه خانه و چاههای نفت شرهانی منصرف شده بود ولی ما همیشه آمادگی خود را حفظ می‌کردیم و دشمن را زیر نظر داشتیم. موضوعی جالب که در مورد جنازه‌های دشمن دیدیم این بود که عراقیها اهمیت چندانی به تخلیه جنازه‌ها نیروهای خودشان که در نزدیکی مواضع آنها افتاده بود نداشتند و تعدادی از جنازه های دشمن را با دوربین مشاهده می‌کردیم که حدود 700 الی 800 متری مواضع دشمن روی زمین افتاده اند ولی آنها اقدامی جهت دفن و یا تخلیه آنان انجام نمی‌دادند و برعکس آنان نیروهای ما تمامی پیکرهای پاک شهدا را در هر وضعیت و در اسرع وقت به عقب تخلیه می‌نمودند.
پس از بازسازی سنگرها و پاک سازی دیدگاهها و سنگرها از مین دشمن، نسبت به تجدید سازمان و آرایش یگان اقدام نمودیم و بحمدا... مقاومت شرهانی با شکست تک دشمن و پیروزی یگانهای ما به پایان رسید ولی خاطرة تلخ از دست دادن بهترین نفرات گروهانم هنوز در ذهنم وجود دارد روحشان شاد باد .
فرمانده محترم لشگر 16 ( جناب سرهنگ الماسی ) بعد از درگیری شرهانی به من لقب شیر لشگر را دادند و هر بار در کمیسیون و یا هر جا که من را می‌دیدند دستی روی سینه من می زدند و می‌گفتند چطوری شیر لشگر که این اظهار محبت ایشان بود و به جز انجام وظیفه و پشت نکردن به دشمن و یاری خداوند، اینجانب کوچکترین کاری انجام نداده بودم.

تلفات انسانی و تجهیزاتی دشمن در منطقه شرهانی
 به نقل از کتاب نبردهای ماندگار
اسیر 10 نفر
مجروح 600 نفر
کشته 200 نفر
«و انهدام تعداد زیادی سلاح و مهمات و نفربر و توپخانه و خودروی دشمن بعثی»

بخشی از کتاب مقاومت شرهانی

اثر : محمد مسعود بهمنی

 

تاریخ :1391

http://www.nashrenazari.com



تاريخ : ۱۳٩٢/۸/٩ | ٦:٠٦ ‎ب.ظ | نويسنده : احمد گری